![]() |
![]() |
|
| جک و اس ام اس های توپ |
|
عکس دختری که به خاطر توهین به انجیل تبدیل به گوز شد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 0:8 توسط پرهام |
|
|
بابا تعداد نظرات خیلی کمه نظر بدید........
1.موسسه زيبايي يوزارسيف در يك دقيقه با شال درماني ! 2. انيستيو زيبايي يوزارسيف ، زير چادر يوزارسيف در عرض چند دقيقه زيبا و جوان شويد ! 3. تركه ميره مسابقه ي 101 ، ازش ميپرسن اسمت چيه ؟ ميگه :ميشه از فرصت پرسش استفاده كنم ؟؟؟ 4. براي جلوگيري از دوست شدن دخترها و پسرها طرح آخوند نامحسوس به بازار آمد ! 5. ميدوني چرا به ميز آرايشي زنا ميگن ميز توالت ؟ چون زنها تا وقتي جلوي اون مي شينن تا نرينن تو صورت خودشون بلند نميشن ! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:18 توسط پرهام |
|
|
۱. الهی فندق بشی ، سنجاب بشم گازت بگیرم !
نظر بدید......... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:12 توسط پرهام |
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:1 توسط پرهام |
|
|
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان
ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
نظر بدید.........
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 15:54 توسط پرهام |
|
|
اس ام اس های عاشقانه جدید
قلبمو به تو هديه مي دم مواظبش باش نه به خاطر اينکه مال منه به خاطر اينکه تو
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 15:47 توسط پرهام |
|
|
يك مورچه و يك زرافه باهم ازدواج مي كنند شب عروسي مورچه گم مي شه بعد از يك هفته پيداش مي شه بعد زرافه بهش مي گه اين همه مدت كجا بودي مورچه مي گه :تو راه بودم كه بيام بوست كنم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 16:2 توسط پرهام |
|
|
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
نظر يادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 15:25 توسط پرهام |
|
|
۱- خادم مردم مصر ( یوزارسیف) از فردا سفرهای استانی خود را آغاز خواهد کرد! یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین یوزارسیف یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین یوزارسیف
۲- پیروزی حق بر باطل و آزادگی بر اسارت مبارک. جانشینی یوزارسیف بر تمامی آمون ستیزان خجسته باد! یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین یوزارسیف یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین ۳- خبر فوری : شناسایی و دستگیری جاسوسان معبد آمون در قصر توسط سربازان گمنام یوزارسیف ۴- قابل توجه کلیه کشاورزان محترم! یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین یوزارسیف یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین ۵- و این گونه بود که پس از دیدار یوسف و زنان مصر پرتقال خونی به بازار آمد ۶- زلیخا ماند در این حسرت که یوسف گشت زندانی چرا عاقل کند کاری که باز ارد پشیمانی ۷- زندانیان زندان قزوین با ارسال طوماری خواستار انتقال یوزارسیف به زندان قزوین شدند. ۸- یه ضرب المثل قزوینی میگه: زندگی بدون عشق مساوی است با: جمعه بدون یوزارسیف!؟ ۹- قزوینیها با ۲۰۰۰۰ نفر جهت آزادی یوزارسیف عازم مصر شدند !!! ۱۰- فرج الله سلحشور : صحنه پیشنهاد زلیخا چندین بار فیلمبرداری شد! چون مجبور شدیم به بازیگر نقش یوسف بفهمانیم که تو باید امتناع کنی! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 15:22 توسط پرهام |
|
|
چهار تا دوست كه ۱۵ سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن. بعد از يه مدت يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون... اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد... دومي: جالبه. پسر من هم مايهء افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دورهء خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميمي ترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد. سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده... اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تأسيس كرده و ميليونر شده... پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ???? متري بهش هديه داد. هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم. راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟ چهارمي گفت: دختر من رقاص كاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه. سه تاي ديگه گفتند: اوه! مايهء خجالته! چه افتضاحي! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقاً همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ???? متري هديه گرفت! نتيجهي اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 15:18 توسط پرهام |
|
|
سلام من بعد از چند ماه یا یه سال دوری از وب به کار خود برگشتم. رستش یه مشکلی برام پیش اومده بود که بهتره ندونید چیه به هر حال من برگشتم بای تا بعد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 14:49 توسط پرهام |
|
|
نظر بدید تعداد نظرات خیلی کمه اخه یه نظر بیشتر از یه دقیقه وقت میگیره اینجوری حق من ضایع میشه نظر بدید نظر
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 12:31 توسط پرهام |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 17:9 توسط پرهام |
|
|
در باغ دلم گرد جنون می ریزی
شنيدم آدم مهمي شدي... ميري |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 17:3 توسط پرهام |
|
|
به يه لره ميگن تا حالا سوتی بزرگ دادی ميگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هيچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بيا خونمون منم رفتم بهم گفت من ميرم توی اتاق تو هم چند دقيقه بعد بيا تو منم ۱۰ دقيقه بعد رفتم تو اتاق تاريک بود برقارو که روشن کردم همه خنديدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش ميگن اينکه سوتی بزرگی نبود ميگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 12:17 توسط پرهام |
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:22 توسط پرهام |
|
|
تومطلب قبل اصلا نظر نبود بابا نظر بدید
آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود.
درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود.
باران را دوست دارم ، چون بی هیچ چشم داشتی به زمین می آید. این فاصله را با تمام عشق طی می کند تا به ما اهالی خاک نوید تازگی و آبادانی بدهد.
جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست.
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انیشتن
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست بشنو از دل ، دل حریم کبریاست نی بسوزد خاک و خاکستر شود دل بسوزد خانه ی دلبر شود
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني و هستي را با انگشتان من کشف کني
نمي دونم که چرا هر وقت به تو مي رسم ، نمي توانم از تو بگويم. براي گفتنت واژه کم مي آورم. به هر حال ، بدان که بيشتر از اين حرف ها و واژه ها برايم معنا مي دهي
من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه
شبي به دست من از شوق سيب دادي تو نگو كه چشم و دلم را فريب دادي تو تو آشناي دل خسته ام نبودي حيف و درد را به دل اين غريب دادي تو.
تقديم به تو که : يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
من منتظرت شدم ولي در نزدي بر زخم دلم گل معطر نزدي گفتي كه اگر شود مي آيم اما مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي
هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم
هرگز انتظار ندارم مرا همانقدر دوست داشته باشي كه دوستت دارم. اين توقعي است غيرمنصفانه! من بايد عاشق تو باشم - در حد ممكن عشق, و آرزومند آن باشم كه مرا بخواهي - هرقدر كه مي خواهي
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو. به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو. من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن
من دو بهانه براي زندگي دارم؛احساس و عشق.عشق رو براي بيان احساس و احساس رو واسه ي تقديم عشق به تو
مهرباني و صداقت تو درست به ظرافت گلبرگ هاي يک گله نوشکفته است که براي يه پروانه خسته بهترين جاي رسيدن به آرامشه
عشق مثله يه قله کوه بلند مي مونه که هر کسي که يک قلب پاک و يک دنيا صداقت داشته باشه مي تونه فاتحش باشه
هجوم خواب ها پلک مرا از پا نمي انداخت؛چه شب هايي طلوعت را به جانم منتظر بودم
قسم به رويه ماه تو قسم به سرخيه لبات قسم به سبزيه چشات قسم به عشق پاک من قسم به قلب سرخ من قسم به جون و روحم قسم به قلب و آبرويم دوست دارم هميشه
آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
حالا وقتي خورشيد غروب مي کنه ديگه دلم نمي گيره؛آخه مي دونم که طلوع دوبارش با نوره گرم قلبت همراهه و دوباره دست مهربونت رو روي سرم حس مي کنم
من يک قطره ام تو يک دريا؛من يک پرنده ام تو آواز؛من يک ابرم تو يک دريا؛من يک بهانم تو دليل پرواز
نسبت من به تو مثله آفتابگردان به خورشيده.آفتابگردان با نور خورشيد زندگي مي کنه و هميشه رو به تو هستش
گر مي خواي صد سال زندگي کني من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم
چه زيباست نوشتن وقتي مي داني او مي خواند چه زيباست سرودن وقتي مي داني او مي شنود و چه زيباست جنون وقتي مي داني او مي بيند
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
گفتي دوستت دارم . قلبم تندتر از هميشه تپيد لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند . با صدايت مرا نوازش کردي تپش قلبت را حس کردم مهربان و پاک بود در اغوشت غرق محبت شدم به تو تکيه کردم و ارام شدم
عصري است غريب و آسمان دلگير است افسوس براي دل سپردن دير است هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت عيب از من و توست ، عشق بي تقصير است
امروز صبح وقتي خدا پنجره آسمون رو باز کرد ازم پرسيد چه آرزويي داري؟ گفتم:خدايا مواظب کسي که اين اس ام اس رو مي خونه باش چون خيلي برام عزيزه
ده شاخه گل برات مي فرستم نه تا طبيعي يک دونه مصنوعي و باهاش يک کارت مي فرستم روي اون مي نويسم تا وقتي که آخرين گل پژمرده بشه دوست دارم
شبيه شمع كه خيلي نجيب ميسوزد دلم براي تو گاهي عجيب ميسوزد دلم براي دل ساده ام كه خواهد خورد دوباره مثل هميشه فريب ميسوزد نشسته اي به اميد كه؟ گـُر بگير اي عشق هميشه آتش تو بي لهيب ميسوزد تو اشتباه نكردي گناه آدم بود اگر هنوز بشر پاي سيب ميسوزد من آشناي تو بودم ولي ندانستم غريبه ها دلشان هم غريب ميسوزد براي من فقط اين دل ز عشق جا مانده است كه با نگاه شما عن قريب ميسوزد
خدايا گر تو درد عاشقي مي کشيدي؛تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي؛تو هم چون من به مرگ آرزوها مي رسيدي؛پشيمون مي شدي از اين که عشق رو آفريدي
ديروز که فرياد زدي دوست دارم گفتم نمي شنوم .امروز که به آرامي گفتي ديگه دوست ندارم گفتم هيس چرا داد مي زني!!!
اگر كسي ديوونت بود تو عاشقش باش…اگر عاشقت باشه تو دوستش داشته باش…اگر دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده…اگر بهت علاقه نشون داد فقط لبخند بزن…اينطوري وقتي هميشه يك پله ازش عقب باشي اگر يه وقت خسته شد و يك پله جا موند تازه ميشين مثل هم
در آغوشم بودي! قطره اشکي بر گونه ات لغزيد خواستم با انگشتانم آن قطره اشک را پاک کنم اما...! اما، آن قطره اشک براي انگشتانم آشنا بود ... آشنا بود...؟ يادم آمد....! آن هنگام که خداوند تو را مي آفريد خاک تو را با اشکهاي من سرشت، راستي به گونه هاي خيس من نگاه کن، اشکهاي من براي انگشتان تو آشنا نيست! زندگي مسابقه نيست زندگي يک سفر است و در آن مسافري باش که در هر گامش ترنم خوش لحظه هاست
بي تو نه کاره جهان لنگ مي شه ؛ نه بين زمين و آسمون جنگ مي شه ؛اما دل من براي تو تنگ مي شه
کاش در صفحه ي شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کيش رخت مات مي شدم زندگي بازي شطرنجي نيست که در آن با کيش کسي مات شوي زندگي تک تک اين ثانيه هاست که در آن نقش تو پيداست
توي سرماي زمستون اونکه مي مرد بي تو کي بود ؟ اونکه مي نشست توي کوچه غصه مي خورد بي تو کي بود؟ اوني که به ياد چشمات شعر عاشقونه مي گفت گريه مي کرد و با هق هق واسه تو ترونه مي گفت بگو کي بود که مي لرزي
تو را مي خواستم تا در جواني نميرم از غم بي هم زباني غم بي هم زباني سوخت جانم چه مي خواهم دگر زين زندگاني؟
روزي لپ يار کردم بوس؛گفت هم بي ادبي هم لوس؛گفتم گناهم چيست که کردم بوسي؛گفت لب رو ول کردي لپ رو مي بوسي
وقتي با تو آشنا شدم؛درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم. معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم.
به من گفت : يادته گفتم تو تك ستاره آسمونه قلبه مني ؟ شرمنده ، اون شب هوا ابري بود ، چيزي معلوم نبود ، ولي امشب هوا صافه و پر از ستاره ...
هيچ چيز سختر از انتظار نيست ، آن هم انتظار براي لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد ، اما هر چقدر هم که انتظار سخت باشد به آن لحظه ي زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه ي زيبا نصيبم شود ...
کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد ، کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد ، کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد ...
گلم : ميبيني هنوز همانم ، همان قدر عاشق ، همان قدر بي دل ، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم ، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم ...
آخرين تکه قلبم را به پروانه اي دادم که رنگ پرهايش سوي ديدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامي چيزهاي دور و برم پاکتر بود ، حتي آبي تر از حوض آبي خونه ي تنهاييم ...
خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم ، خدايا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم ، به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر لبانش جاري سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم ، خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام ...
برايت آسماني خواهم کشيد پر از ستاره هاي هميشه نوراني تو در کنار من روي ابرها من غرق آنهمه مهرباني
مي خوام شکايت بکنم از تو به چشماي خودم که از روي ديونگي بيخودي عاشقت شدم
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني...
حتما لذت مي بري از شکنجه کسي که به جرم ديوانگي تقاص جنونش را به بدترين وجه ممکن پس مي دهد و آن چيزي جز بي تو بودن نيست
من چون ديوانه ي تو هستم خطرناکم يعني ممکن است دست به کار هايي بزنم که دور از خلق آدميزاد است
عشق من تنفست مي کنم با همه ي شکنجه هايي که برايم اگر عاشق باشم طعم شهد ترين زهر دنيا را دارد مثل شوکراني که سقراط نوشيد و من هم با عشق سر مي کشم
عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موند و هم دم
در راه رسيدن به تو گيرم که بميرم اصلا به تو افتاد مسيرم که بميرم يک قطره ي آبم که در انديشه دريا افتادم و بايد بپذيرم که بميرم يا چشم بپوش از من و از خويش برانم
وقتي عشقت تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بعد از اون چکار کني شرمنده ي دلت باش که بهت اطمينان کرد
دلم رفت و دگر جاني نمانده به ابر ديده باراني نمانده ببين اين حال و احوال خرابم بجز درد و پريشاني نمانده
اگر دلت سنگي ست نرم نمي کنم فرهاد بودن شيرين تر است
اگه يه نگاه به زير پات بندازي منو مي بيني ولي بهتره يه نگاه به قلبم بندازي اونوقت مي بيني که براي هميشه تو قلبم جا داري
هر دو خوب ميدانيم ... خوب مي فهميم و از راز دل هم خبر داريم ... چه احتياجي به سخن گفتن است؟! ... حرف زدن چه لزومي دارد؟! ... دستهاي حلقه شده در هم ما ... لبخند شيرين ما ... خود گوياي مكنونات قلبي ما هستند ... ما بدون آنكه حرفي بزنيم ...
متين ترين کلمه عشق است . جذاب ترين کلمه آشنايي است. پاک ترين کلمه وجدان است. تلخترين کلمه جدايي است. زشت ترين کلمه خيانت است. سخت ترين کلمه تنهايي است. بدترين کلمه بي وفايي است. بهترين كلمه تويي
مي خواستم اسمتو تو قلبم حك كنم ولي نكردم. مي دوني چرا؟ آخه ترسيدم ضربان قلبم موقع خواب اذيتت كنه
من همون ماهي کوچوله دل توام مراقب باش دلت نشکنه من ميميرم
تو سيب سرخ کدامين بهشت گم شده اي که باز با تو مي شکند توبه آدم
پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گريه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم چون تو را دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 12:38 توسط پرهام |
|
|
سلام
من ۱هفته میرم سفر وبر میگردم فعلا بای |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 9:45 توسط پرهام |
|
|
امروز اصلا خوب نيستم بابا خيلي نامرديد دريغ از يكي نظر بابا من خيلي بابت اينا زحمت ميكشم اونوقت شما بدون يه نظر ميزارين و ميرين بابا يه نظر فقط يكي تركه توي كوپه قطار با يك خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و تركه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، كاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. تركه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض كنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه كه همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. تركه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار زندگي مثل بازي شطرنجه... البته توخيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي كن! می دونی فرق تو با میرزا نوروز چیه؟ مخصوص نیمه شب:
از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم!
ترکه با 2 تا از دوستاش رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. غضنفر نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم. وصيت نامه ي غضنفر رو باز ميكنن ميبينن نوشته همه نماز هامو خوندم فقط برام 20 سال وضو بگيريد .
1يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد. غضنفر هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا غضنفر زنگ ميزنه، غضنفر رو مي گيره . غضنفر حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟
عمري با غم عشقت نشستم به تو پيوستم و از خود گسستم وليكن سرنوشتم اين 3حرف بود تورا ديدم ، پسنديدم ، گسستم بچه به باباش مي گه اگه از بانک 100 ميليون برنده شي چيکار مي کني؟ باباهه : آمريکا - ويسکي - جنيفر لوپز . بچه مي گه اگه برنده نشي ؟باباهه: خونه - عرق سگي - مامانت
ترکی ازترکای ترکیه بنام ترکان روی ترک موتور یک تریاکی، با ترکه میزنه به ترکه و توی تراکم ترافیک می خورن به تیرک وکله ترکه ترک می خوره وموتورش می ترکه ومتروکه می شه
بدترين فريب عاشق شدنه چون خودت رو به چيزي متعلق ميکني که يه روزي از دستت ميره در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد / در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگي سيرم بکرد / آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد
آنکه ميخواهد روزي پريدن آموزد، نخست ميبايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نميکنند
دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناک |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 15:12 توسط پرهام |
|
|
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ يارو به يه دختر ميگه اسمت چيه؟ به تو ديگر نتوان کرد سلام به تو ديگر نتوان بست اميد به تو ديگر نتوان انديشيد که تو ديگر گل ناز همه اي. يه روز يه ترکه يه 20 تومني پيدا ميکنه که وسطش سوراخ بوده .. ترکه ميگه : اي بابا ، اينم از شانس من وسطش گوشه نداره اي کساني که مخفيانه چت مي کنيد و لامپ آيدي خود را خاموش مي کنيد بدانيد که روزي رسوا خواهيد شد .آيه ي 165 سوره ياهو اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد، قول، رابطه و قلب زيرا وقتى اينها مىشکنند صدا ندارند ولى درد بسيارى دارند ... پدرم می گفت عاشقی یك شب است و پشیمانی هزار شب حالا هزار شب پشیمانم ;كه چرا یك شب عاشق نبودم. غضنفر توي آتيش سوزي ميميره پزشكان اعلام مي كنن %10 سوختگي ، %90 كوفتگي !!! ميرن تحقيق مي كنن مي بينن دوستاش آتيشو با بيل خاموش كردن !!! اه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم اي نشسته در خيال من فراموشم مکن با فراموشي و تنهايي هم آغوشم مکن زندگاني مي کنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خويش خاموشم مکن يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست زنگ بعد حساب داريم دو تا سوسک پولدارازدواج می کنند. ماه عسل میرن توالت فرنگی! عزراییل میاد سراغ حیف نون. حیف نون خودش را می زنه به مردن! از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره! اصفهانیه تو خواب می بینه به یه فقیر 1000 تومان داده. بلند می شه می گه: عجب کابوسی بود! صرف فعل نشستن به گویش لری: مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه ما که بنیشیم شمام که بنیشید دیه جا نی اونا بنیشن! عجب رسمیه رسم زمونه / خونه مون عیدا پر مهمونه / می رن مهمونا از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه! از ترکه می پرسن دوست داری چه جوری بمیری؟ می گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهای اتوبوسش در ترس و وحشت! به گربه چینی می گن اسمت چی؟ه میگه: میونگ! حیف نون با دوستش با لگد می زدن تو شکم همدیگه. يکي از اونجا رد مي شده مي گه شما دو تا دردتون نمي گيره ؟ ترکه مي گه نه پوتين پامونه! اگه تو رو تو بیابون بکارن کاکتوس در میای! دوست دارم با تو بخوابم، منو تو تنها باهم، من بي تو خوابم نمي بره، کجايي زير شلواري من! اگه از در بندازی بیرون از پنجره میام؛ اگه پنجره رو ببندی از راه آب میام؛ اگه راه آب رو کیپ کنی از دودکش میام؛ اگه بخاری رو روشن کنی از شیر آب میام؛ اگه شیر آب رو ببندی زمین رو می کنم و از زمین میام! به زنی که سن واقعی اش را می گوید نباید اعتماد کرد چون از چنین زنی گفتن هر چیزی بر میاد! یه نفر دزدی كرده بوده پليس هم دنبالش بعد به سرعت خودشو ميندازه توی جوب.پليسه ميگه : چي كار ميكنی؟ميگه : به شما ربطی نداره اینجا مربوط به نيروی درياييه. خوشگلي بانمکي يک رخ زيبا داري بي جهت نيست که در کنج دلم جا داري در قمار زندگي عاقبت ما باختيم بسکه تکخال محبت بر زمين انداختيم يه مرده به رفيقش ميگه : ببين، من هر وقت با زنم دعوا مي كنم، هميشه حرف آخر رو من مي زنم و اون هيچي نميگه. رفيقش ميگه : بابا دمت گرم ، كارت خيلي درسته، حالا اون حرف آخر چيه؟ ميگم: "غلط كردم كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت تركه ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم ترکه هواپيماش سقوط ميکرده، ميخواسته بدون چتر بپره بيرون. ميگن چرا چتر نميبري؟: ميگه: چتر رو ولش کن، مگه نميبيني هوا آفتابيه داني که چرا ز ميوها سيب نکوست: نيمي رخ عاشقست نيمي رخ دوست اين زرد و سرخي که در او مي بيني: زرديش رخ عاشقست سرخيش رخ دوست |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14:9 توسط پرهام |
|
|
سلام دوباره با جک و اس ام اس اومدم بابا نظر بدید من بابت اینا خیلی زحمت میکشم
اگه کسي رو دوست داري ، نه براش ستاره باش نه آفتاب ، چون هردوشون مهمون زود گذرند ، پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي. sms,asheghane,ziba,ghashang,jomalate,جملات,عاشقانه,زیبا,قشنگ
sms,asheghane,ziba,ghashang,jomalate,جملات,عاشقانه,زیبا,قشنگ
مهم نيست كه چند بهار در كنار هم زندگي كنيم،مهم اين است كه يادمان باشد عمرمان كوتاه است .
sms,asheghane,ziba,ghashang,jomalate,جملات,عاشقانه,زیبا,قشنگ
sms,asheghane,ziba,ghashang,jomalate,جملات,عاشقانه,زیبا,قشنگ
sms,asheghane,ziba,ghashang,jomalate,جملات,عاشقانه,زیبا,قشنگ
sms,asheghane,ziba,ghashang,jomalate,جملات,عاشقانه,زیبا,قشنگ
حقيقت زندگي: هر چقدر به ديگران کمک کني چند برابر ش از جايي که فکرشو نمکني بهت کمک ميشه ميگي نه؟ شماره حساب منو يادداشت کن.......... سرنوشت سه دفعه بهت دروغ ميگه؟ اولين بار وقتي به دنيات مياره دومين بار وقتي عاشقت ميكنه سومين بار هم زندگي رو ازت ميگيره تا بفهمي همش خواب بود و بس خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!!! ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شد اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد.. (سازمان بازیافت زباله) من سر راه تو دامی از عشق پهن کردم ولی تو به سرعت از کنار آن رد شدی و گفتی میگ میگ.. . . امیدوارم امشب که می خوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو تو خواب ببینی، ولی سعی کن بهش عادت نکنی. آخه من هر شب نمی تونم بیام تو خوابت! امیدوارم امشب که می خوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو تو خواب ببینی، ولی سعی کن بهش عادت نکنی. آخه من هر شب نمی تونم بیام تو خوابت! نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کویر و می دانی که کویر بدون باران زنده است. پس برو بمیر زماني كه انسانها به به درختان مي رسند و با بی رحمی آن را قطع می کنند و آن درختان به درون رودخانه ی جاري و روان می افتد عجب شلپي ميكنه ها!! بد ترین درد این نیست که عشقت بمیره، بد ترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی بد ترین درد این نیست که عشقت ندونه دوسش داری، بد ترین درد اینه که دستشویی داشته باشی اما دستشویی اونورا نباشه اگر به نيت 124000 پيغمبر ، 124000 اس ام اس بفرستيد ، آخر ماه خبر خوشي از جانب مخابرات دريافت مي کنيد دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناک از شركت پگاه مزاحمتون ميشم عكستون روي شيشه ي شير قديمي شده لطفا يه عكس جديد برامون بفرستید هزار شاخه گل رز ... يه بغل پيچک سبز ... يه سبد سيب و انار... همش رو مي سپارم به تو ... ببر سر چهارراه بفروش... سودش هم نصف نصف خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پیدا کردن دوست شيرين خيلي سخته! خداي من، تو چطوري منو پيدا كردي؟
حيف كه فقط تو يكيو دارم اگر از تو يه عالمه داشتم... الان گاوداري داشتم! اگه فرهاد شيرين رو يادش بره. اگه مجنون ليلي رو يادش بره. اگه پرنده پروازو يادش بره من هيچ وقت پول قبض تلفن هایی که دادم برات اس ام اس میدم رو يادم نمي ره خرسها با يه ظرف عسل خر ميشن، اسب با چند حبه قند، سگ با يه مقدار استخوان، مرد با زن زيبا، راستي تو هنوز موز دوست داري؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 13:32 توسط پرهام |
|
|
سلام امروز با کلی جک و اس ام اس اومدم لطفا نظر بدید بابا نامردی نکنید همه رو برق می گیره ما رو دفترچه خاطرات ادیسون.
میان گل نرو سخته پیدا کردنت..... اخه تو خودت گلی خیلی سخته چیدنت.
نمی دانم تا کدامین طلوع خواهم ماند و در کدامین غروب خاهم رفت اما دوست دارم تا اخرین لحظه با تو باشم .
به یه نفر میگن فرق حادثه با فاجه چیه؟میگه حادثه اینه که مادر زنتو بیندازیتو دریا خفه شه ؛ولی فاجه این که شنا بلد باشه و بیاد بیرون.
امروز روز جهانی پوکی استخوان است ؛کله پوک روزت مبارک.
قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد
دوست داشتن مث پاک کنه مداد نوکيه يا انقدر دلت نمياد ازش استفاده کني تا گم ميشه يا انقدر ازش استفاده ميکني که تموم ميشه
كاش دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود. وقتي دستت زخم مي شه چشمت گريه ميكنه و وقتي چشمت گريه مي كنه دستت اشكشو پاك مي كنه
ديشب خوابت رو ديدم . با هم سوار تايتانيك بوديم. داشتيم باهم حرف ميزديم . كه يهو صدايه وحشتناك ي اومد و كشت ي تكوني شديد ي خورد . تو پرت شد ي توي آب ... من دويدمو همه رو خبر كردم ... ناجيا اومدن و با سختي تورو نجات دادن. وقتي به هوش او مد ي بهم لبخند زدي. اشاره كرد ي كه سرمو بيارم نزديكه لبت .... و وقت ي من اينكارو كردم آروم تويه گوشم گفتي: انرژي هسته اي حق مسلم ماست
چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه
پنج راه حل براي خوشحال بودن : 1- داشتن يک دوست خوب مثل من 2- داشتن دوستي مثل من 3- فقط داشتن من 4- داشتن من 5- من
هرچي مهربونتر باشي بيشتر بهت ظلم ميکنن > هر چي صادق تر باشي بيشتر بهت دروغ ميگن > هر چي دلسوزتر باشي بيشتر سرت کلاه ميذارن > هر چي قلبتو آسونتر در اختيار بذاري راحت تر لهش ميکنن > هر چي آرومتر باشي فکر ميکنن آدم ضعيفي هستي > هر چي بيشتر به فکر ديگران باشي بيشتر حقتو ميخورن
خدايا تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچك جالب اينجاست كه تو به اين بزرگي هيچ وقت من رو به اين كوچيكي فراموش نميكني ولي من به كوچيكي توبه اين بزرگي رو گاهي فراموش ميكنم وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن. براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه. حالا فهميدي چرا آب دريا شوره؟
همه چي به نامه عشقه دل ما غلام عشقه ! با عشق زنده بودن ختم کلام عشقه
عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با اشتي اشتي کن و ازجدايي جدا باش
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوستت داره وقتي نااميدشدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي روكه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست از غصه بشكنه به ياد بيار كسي روكه توي دلت يه كلبه ساخته بود وقتي چشمات از تصويرم تهي شدند به ياد بيار كسي رو كه حتي توي عكسش هم بهت لبخند مي زنه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 12:58 توسط پرهام |
|
|
سلام امروز جک های با حالی اوردم نظر بدید نامردی نکنید. به شخصی گفتن توی پمپ بنزین سیگار نکش ، یارو که نمی فهمید موضوع چیه با پررویی گفت : برو بابا حال نداری من جلوی بابام سیگار میکشم اینکه پمپ بنزینه ... ! یه روز یه بنده خدایی میره عروسی برف شادی میزنن . . . طرف سرما میخوره ! به طرف ميگن با سرعت جمله بساز ميگه : غيژ !
به طرف ميگن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکنی چه احساسی داری ؟ ميگه: احساس گناه ! ميگن چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست !
يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشی ميگه : يه پيتزا می خواستم . فروشنده ميگه : به نام ... ؟ يارو ميگه : آخ آخ ببخشيد ، به نام خدا , يه پيتزا می خواستم خانمی عکس زنی را در کیف شوهرش دید و با ناراحتی پرسید : این عکس کدام اکبیری است که در کیفت گذاشته ای ؟ شوهر با خونسردی گفت : عکس جوانی خودت !
طرف از پشت بام یک برج ۵۰ طبقه پرت میشه ! به طبقه ۲۰ که رسید گفت : خب تا اینجا که بخیر گذشت ... در جریان انتخابات ، کاندیدی پشت تریبون گفت : آقایون ! چیزی که لازمه ی جامعه ی کنونی ماست رهایی از سوسیالیسم ، امپریالیسم ، کمونیسم ، فاشیسم ، رادیکالیسم و ... است . در این لحظه پیرمردی گفت : آقای کاندیدا لطفا یک فکری هم برای رماتیسم من بکنید !
يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی . . .
" هنگ " ميکنه .
يارو از جوب مي پره ازش فيلم مي گيرن . دور آهسته ميزارن ميفته تو جوب . دور تند مي زارن مي خوره به ديوار سه تا ديوانه هم اتاقی بودن.
يک روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين می پرن و ميگن كه ما سيب زمينی هستيم
و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومی ساكت نشسته !
رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنه.
پرسيد تو چرا با دوستات نيستی ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم !
یه بنده خدایی پول ميندازه تو صندوق صدقات ، هنوز دو قدم رد نشده بوده ، يک ماشين ميزنه بهش ، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يک نفر ديگه داشته پول مينداخته تو همون صندوق ، طرف با حال زار پاميشه ، ميگه: پولتو ننداز ، صندوقش خرابه .
یارو با دوست دخترش میره جنگل ، به دوست دخترش میگه میخوای یه کار بد بکنیم : دوست دخترش میگه چیکار کنیم : میگه جنگل آتیش بزنیم فرار کنیم ...! طرف تو خيابون داشته چش چرونی می كرده يارو يقشو ميگيره ميگه: مگه خودت خواهر و مادر نداری؟ ! ميگه:چرا. . . ولی به اين خوشگلی نيستن .
یه دوقلو بعد 9 ماه بدنيا نميان ميرن سونوگرافي ميبينن پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره ميگه :جووووووون داداش اگه بذارم لخت بري بيرون...! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 11:19 توسط پرهام |
|
|
ديشب فرشته اي فرستادم تا از تو مواظبت كند اما وقتي رسيد تو خواب بودي زود برگشت و گفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجودت و به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو . من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو .من اين دنيا را براي دو چي ميخواهم يكي تو و ديگري با تو.
دوستت دارم قد يه بشكه بنزين، خاطرخواتم قد يه پمپ بنزين، روز تولد تو بهترينم، هديه بهت ميدم يه كارت بنزين .
اگه ديدی تو آسمون هيچ ستاره ای نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت
فرياد من سكوت كردن است... ابراز عشق من قهر كردن است... شادي من گريه كردن است .
اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که ميافتي در آغوشم بگيرمت
خنده بر لب مي زنم تا كس نداند حال من ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت.
از خدا پرسیدم چی دوست داری؟ گفت : سخاوت . دیوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فدای تو که گفتی : رفاقت.
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيد مجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
راز تو اسير توست، فقط تا لحظه اي که آن را بر زبان نياوري و فاش نسازي. اما به محض اين که رازت را فاش کني، از آن پس تو اسير آن مي شوي
نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم
ای کاش می دانستی دل تخته سیاه نیست وقتی که می آیی اسمت را روی اون بنویسی و هر وقت دلت خواست بری اسمت رو از روش پاک کنی...
عشق مثل یک تیر است که درست می خوره وسط قلب آدم نه میتونی درش بیاری نه میتونی بزاری بمونه اگه درش بیاری می میری اگه بزاری بمونه بازم می میری ، پس آخرش جون تو می گیره
عشق ویزای ورود به دل است
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم ماند به امیدی که تو فانوس شب من باشی
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت ، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی
فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست........اما حیف این تازه اول یک زندگیست
زندگی سر گذشت در گذشت آرزوهاست
محبت تنها هديه ای است که احتياج به بسته بندی ندارد
براي خوشبخت زیستن باید موقعیت های مناسب ایجاد كنیم نه اینكه در انتظار آن باشیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 0:29 توسط پرهام |
|
|
امروز با کلی اس ام اس اومدم لطفا نظر بدید
ز طرف اونيکه تنهاست ... تنها اومده .... تنها ميره ....تنهاش ميذارن ... تنها نمي ذاره ... تنها يه آرزو داره .... اونم اينه کا تو تنهاش نذاري.
sms,asheghane,ziba,ghashang,jomalate,جملات,عاشقانه,زیبا,قشنگ
sms,asheghane,ziba,ghashang,jomalate,جملات,عاشقانه,زیبا,قشنگ
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 10:53 توسط پرهام |
|
|
مورچه عاشق دختر همسايه مي شه بعد از يك هفته مي فهمه كه چايي خشك بوده
يه تركه راديولوژيست مي شه يه مریض مياد جواب عكسشو بگيره بهش مي گه يه دنده سمت راست قفسه سينتون شكسته كه من تو فتو شاپ واستون درستش كردم
از تركه مي پرسن: "ربنا آتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار يعني چي؟" ميگه يعني: اين دنيا خوبه حسن، ولي آخرت خیلی خطرناكه حسن ...
از ترکه میپرسن 12 فروردین چه روزیه؟ میگه روزیه که میریم برای سیزده به در جا میگیریم.
به ترکه میگن : از مسافرت چی آوردی؟ میگه : تشریف !!
تمام گلهای خوشبوی دنیارو هم به پات بریزم بازم کمه چون پاهات خیلی بو میده! در پي کاهش خنده ميان مردم سوئيس مقامات اين کشور اقدام به واردات ترک کردهاند ! زنِ تركه دو قلو ميزاد، تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه، به يارو ميگه: حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم! یارو ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره یارو ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميبره تركه ساندويچفروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!! تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره، كجش ميكنه!! صداقت خواستم داشتی، مهربانی خواستم داشتی، عشق خواستم داشتی، به ترکه میگن : سبز لیمویی رو توصیف كن. میگه : شما آبی آسمانی رو در نظر بگیر، بشاش توش |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 14:22 توسط پرهام |
|
|
از يارو ميپرسن ساعت چنده؟ يارو بلد نبوده ميگه : بدو بدو ديرت شد!!
غضنفر ميره مسجد وقتي مياد بيرون ميبينه كفشش نيست ميگه 4 حالت داره 1 نيامدم 2بدون كفش اومدم 3 اومدم رفتم 4 بعدن ميام طرف داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه آخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد باز مي بينن داره دنده عقب مي ياد ميگن الان چرا دنده عقب مي ياي ميگه اخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!! تركه مي! ره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: بيزحمت دو نخ بدين من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد.... غلط است هر كه گويد : دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد نگاهم را به روی خاک می کشانم شاید رد پایی از تو باشد.انقدر میروم تا نشانه ای از تو بیابم.نگاهم خسته و پاهایم نا توان است اما باز هم منتظر می مانم تا شاید روزی بیایی وقتی از همه ی دنیا دلم می گیرد هیچکس و هیچ چیز نمی تواند طوفان درونم را ارام سازد.تنها نگریستن به چشمان همیشه نگران مادر است که درونم را ارام می سازد به اشک هایم قسم که هیچ چیز جز جاودانگی عشق به من نیرو نمی دهد عشق من شعر و شراب عشق تو نقش بر اب عشق تو يک گل زرد دستايي که سرد سرد عشق من مثل جنون ابي رنگ اسمونه مثل يک ماهي به درياست عشق من ببين چه زيباست اینو من نباید بهت بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری که... نمی شه دوستت نداشت! می گن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم می شه!می دونستی چشات شیشه عمر منه؟ هیچ می دونستی هربار که تو پلک می زنی من نفس می کشم؟پس مواظب باش به کسی خیره نشی که من خفه می شم! به غضنفر ميگن راسته كه به شما هر چي مي گن بايد يه بار ديگه بگن تا بفهمين؟ميگه :هان؟ ازغضنفر ميپرسن جورابتو كي شستي ميگه لطفا سوال تاريخي نپرسيد يه روز يه چوپان ميره خواستگاري . بهش ميگن چه كاره اي ؟ميگه :مهندس دامپيوتر و پشم افزار روز قیامت یه نیسان پر از حیوون از کنار ترکه رد میشه . از ترکه میپرسن کی بود ؟؟ ترکه میگه : نوح بود کشتی شو فروخته نیسان خریده !!! دکتر به مریض گفت:گول خونت زيادشده .. زيادگول ميخوري؟!!يه نسخه مينويسم:امپول بي وفايي,شربت بي معرفتي قرص زيرزباني دروغ.در ضمن شنيدن هرگونه حرف عاشقانه قدغن چون حاوي ميزان زيادي گوله . سعی کن خیلی هم محافظه کار باشی زندگی کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامی ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم! ترکه نوار نوحه گوش مي داده هي ميزده جلو ببينه کي شام ميدن شعر غضنفر براي دوست دخترش: صبح كه دره پنجرمون وا ميشه عصر كه در پنجرمون وا ميشه شب كه در پنجرمون وا ميشه واي كه چقدر پنجرمون وا ميشه !!! مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت ترکه میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین من از این ور میگیرمش یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي! چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا" وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟؟ ترکه زنگ ميزنه به يه دختري..دختره ميگه چقدر لهجت بده ترکه ميگه قطع کن دوباره ميگيرم از برگ گل نازكتری از هر چه گویم بهتری ، بسیار خوبان دیده ام اما تو چیز دیگری از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره تيکه ي جديددخترها به پسرها: اين روزها همه از من شماره مي خواهند، شما چطور؟ واکنش افراد مختلف هنگام دیدن بنز آخرین مدل: آمریکایی: Oh My God عرب: احسنت انگلیسی: Very Nice ایرانی: پدرسگ فلان فلان شده! |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:40 توسط پرهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به وب من خوش امدید امیدوارم در این وب سا عا ت خوشی را پشت سر بگذارید برای اینکه از تمامی مطالب وبلاگ بهره مند شوید ان را تا اخر ببینید در ضمن نظر بدهید
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم تیر 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
جک و اس ام اس |
| نویسندگان |
|
پرهام پرهام |
| پیوندها |
|
دانلود جدیدترین آهنگها روز سي ام ماجراي هلو خانوم روياي سبز علم_دانش_جوك_اس ام اس عکس |
|
RSS
|